مصاحبه با روح الله ميرزاخاني، جوانترين زنداني سياسي در ايام اعتراضات مردمي سالهاي 88
كانون حمايت از خانواده هاي جاناختگان و بازداشتی
روح الله ميرزاخاني يكي از نوجواناني بود كه درماههاي اول اعتراضات مردمي در خيابانهاي ميهن، در زمستان 1388 در تهران دستگير و تحت شكنجه و اذييت و آزار زيادي قرار گفت. او بدليل كم سن و سال بودنش در زندان اوين بعنوان جوانترين زنداني سياسي معروف شد. حكومت هميشه خود زندانيان و خانواده هاي جانباختگان قيام را تحت فشار قرار ميدهد و سعي ميكند كه آنان را در همين فضاي رعب و وحشت و زندان نگاهدارد كه مجددا دست به اقداماتي بر عليه حاكميت نزنند.يكي از قربانيان همين سياست كثيف اطلاعات آخوندي، روح الله ميرزاخاني زنداني سياسي جواني است كه بعد از گذراندن بيش از دو سال حبس در اوين، نهايتا اززندان آزاد گرديد.يكي از خبرنگانگاران كانون حمايت از خانواده هاي جاناختگان گفتگوي كوتاهي با وي داشته است كه در ذيل مياوريم.
كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان و بازداشتي ها.
مصاحبه با روح الله ميرزاخاني، جوانترين زنداني سياسي در ايام اعتراضات مردمي سالهاي 88 و...
با سلام و آرزوي سلامتي براي شما، شما بعنوان جوانترين زنداني سياسي در ايام و روزهاي قيام و اعتراضات مردم در روزهاي سال 88 بوديد، توضيح دهيد كه در چه تاريخي دستگير شديد و اتهام و مدت محكوميت شما چه ميزان بود، در كدام زندان محبوس بوديد؟ و آيا مورد شكنجه و اذييت و آزار نيز قرار گرفتيد؟
پاسخ. اينجانب پس از حوادث عاشورا در تاريخ 8 بهمن 1388 توسط پليس امنيت بازداشت شدم و پس آن به وزارت اطلاعات در ميدان توپ خانه منتقل شدم و 15 شبانه روز در سلول انفرادي مورد شکنجه و آزار قرار گرفتم که حتي دندانهايم شکسته شد و کتف سمت راستم آسيب جدي ديد که هم اکنون آثارش بر جاي مانده و در هنگام شکنجه زانوي سمت چپم نيز آسيب ديد
پس از اذييت وآزار فراوان به علت هاي واهي من را به زندان مرکزي شهرستان اروميه به مدت يکماه فرستادند و پس از مدتي بازداشت در سلول هاي انفرادي، مجددا به زندان اوين بند 209 زير نظر وزارت اطلاعات منتقل شدم، به مدت 5 ماه در سلول انفرادي 209 زير شکنجه و بازجويهاي طاقت فرساي وزارت اطلاعات بودم و پس از آن به مدت 5 ماه ديگر براي بهبودي آثار شکنجه من را در 209 بدون بازجويي نگه داشتند و بلاخره پس از 10 ماه در دي ماه 1389 به بند 350 اوين منتقل شدم.البته با وجود نگه داشتن در بند 209 براي بهبودي آثار شکنجه در بند 350 همچنان آثار شکنجه هايي كه بر من اعمال شده بود، مشهود بود.
سوال .در كدام شعبه محاكمه و توسط چه كسي محاكمه شديد
پاسخ. پس از گذارن 3 ماه در بند 350 يعني 13 ماه بلاتکليفي پس از بازداشت به دادگاه انقلاب اسلامي براي محاکمه فرا خوانده شدم، که در بيدادگاه رژيم توسط قاضي مغيسه رييس شعبه 28 دادگاه مورد توهين و فحاشي قرار گرفتم، و به جرم اجتماع و تباني و اقدام عليه امنيت ملي، تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملي به چهار سال حبس تعزيري محکوم شدم که در دادگاه تجديد نظر در شعبه 54 به رياست قاضي موحدي حکم تاييد شد.
سؤال. چه زماني و چگونه آزاد شديد؟
پاسخ. در نهايت در 6 شهريور 1390 پس از گذارن دو سال حبس بدليل اينكه بدون هيچ جرمي بازداشت شده بودم، به مناسبت عيد فطر از زندان اوين به همراه تعداد ديگري از زندانيان آزاد شدم.
سؤال. در زندان چه خاطره هايي داريد و آيا در بند شما كساني در همان زمان اعدام شدند؟ اين افراد چه ويژگي هايي داشتند.
پاسخ. اينجانب تمام اتفاقات زندان اوين را از نزديک شاهد بود از اعدام زنده ياد جعفر کاظمي و محمد حاج آقايي تا فوت هدي صابر را به ياد دارم.آنان بر آرمان آزادي معتقد بودند و به همين دليل هم در مقابل زور و ستم ايستادگي ميكردند و همه هم بنديها نيز از ويژگيهاي بارز آنان كه صداقت و راستي بود، اطلاع داشتند.
سؤال. شرايط كنوني را چگونه مي بينيد، روحاني يكي از عناصر اصلي و مهره هاي امنيتي از قبل بوده است و با آمدن وي مجددا اعدامهاي علني و مخفي شروع شده است، شما اين وضعيت را چگونه مي بينيد
پاسخ. من همواره مخالف ديدگاه هاي باصطلاح، اصلاح طلبي بوده ام، چون آنان در واقع حاميان ولي فقيه و قانون اساسي همين نظام هستند و در كادر و چارچوب ولايت فقيه بر سر تقسيم قدرت و سهم خواهي خودشان از قدرت، درگير هستند.با وجودي كه جنايات و شكنجه و ضرب و شتم و كشتن جوانان را در زندانها مي ديدند، اما دم بر نمياوردند و يا كج دار و مريض با موضوع مقابله ميكردند و اين براي زندانياني كه با تمام وجودشان شلاقهاي همين رژيم را بر پيكر خودشان حس كرده اند، غير قابل قبول و نابخشودني است، چون در واقع به مردم و آرمان آزادي خيانت ميكنند و توجيه گر همين شكنجه ها و اعدام بيگناهان هستند. بخاطر اين نوع نگرش هم از سوي زندانيان نزديک به اصلاح طلبان نيز بايكوت شده بودم، من اعتقاد و باورم اين است كه اين حكومت مردمي نيست وبايستي ازاساس پايه هاي آن كنده شود روحاني نيز از سركردگان امنيتي همين نظام است كه دستانش به خون بيگناهان آلوده است. پس به هيچ روي نه تنها براي منافع مردم کاري نميکند، بلكه در نهايت ميخواهند همين حكومت و نظام فاسدش را حفظ كنند كه البته بنظرم ديگر كور خوانده اند.
سؤال. چه انتظاري از مجامع بين المللي و سازمانهاي حقوق بشري در رابطه با شرايط زندانهاي ايران و زندانيان سياسي داريد؟
انتظار من از جوامع بين الملي و حقوق بشري حساسيت بيشتر روي زندانيان گمنام و بقول مقامات حكومتي زندانيان معتقد به براندازي حكومت است، چون آنان هميشه در معرض تهديد شكنجه و اعدام و اذييت و آزار و حتي مرگ تدريجي قرار دارند. متاسفانه شاهد آن هستيم که زندانيان اصلاح طلب نزديک به هاشمي رفسنجاني مورد توجه رسانه هاي فارسي زبان دولتهاي غربي هستند و زندانيان گمنام و يا معتقد به براندازي حكومت مورد سانسور قرار ميگيرند، البته مردم و جوانان ايراني نيز از اين موضوع خوب مطلع هستند و ميدانند كه چرا معامله گران از اين حكومت بطور علني و يا در خفا حمايت ميكنند و ديگر زمان و دورانش گذشته است كه مردم نتوانند تحليلهاي روز و برخوردهاي سياستمداران را تجزيه و تحليل كنند. اين نهايتا به ضرر همان دولتها و ملتهايشان خواهد بود كه از اين حكومت بطور ضمني و يا با علائم ممكن و مختلف حمايت ميكنند و جوانان و مردم ايران نيز نسبت به اين مسائل چشمشان باز است و مي بينند كه درسياهترين دوران تاريخشان چه كساني در كنار مردم وچه كساني در كنار سركوبگران و ظالمان و بر عليه مردم ايران هستند.
با تشكر و آرزوي موفقيت براي شما.
كانون حمايت از خانواده هاي جاناختگان و بازداشتی
روح الله ميرزاخاني يكي از نوجواناني بود كه درماههاي اول اعتراضات مردمي در خيابانهاي ميهن، در زمستان 1388 در تهران دستگير و تحت شكنجه و اذييت و آزار زيادي قرار گفت. او بدليل كم سن و سال بودنش در زندان اوين بعنوان جوانترين زنداني سياسي معروف شد. حكومت هميشه خود زندانيان و خانواده هاي جانباختگان قيام را تحت فشار قرار ميدهد و سعي ميكند كه آنان را در همين فضاي رعب و وحشت و زندان نگاهدارد كه مجددا دست به اقداماتي بر عليه حاكميت نزنند.يكي از قربانيان همين سياست كثيف اطلاعات آخوندي، روح الله ميرزاخاني زنداني سياسي جواني است كه بعد از گذراندن بيش از دو سال حبس در اوين، نهايتا اززندان آزاد گرديد.يكي از خبرنگانگاران كانون حمايت از خانواده هاي جاناختگان گفتگوي كوتاهي با وي داشته است كه در ذيل مياوريم.
كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان و بازداشتي ها.
مصاحبه با روح الله ميرزاخاني، جوانترين زنداني سياسي در ايام اعتراضات مردمي سالهاي 88 و...
با سلام و آرزوي سلامتي براي شما، شما بعنوان جوانترين زنداني سياسي در ايام و روزهاي قيام و اعتراضات مردم در روزهاي سال 88 بوديد، توضيح دهيد كه در چه تاريخي دستگير شديد و اتهام و مدت محكوميت شما چه ميزان بود، در كدام زندان محبوس بوديد؟ و آيا مورد شكنجه و اذييت و آزار نيز قرار گرفتيد؟
پاسخ. اينجانب پس از حوادث عاشورا در تاريخ 8 بهمن 1388 توسط پليس امنيت بازداشت شدم و پس آن به وزارت اطلاعات در ميدان توپ خانه منتقل شدم و 15 شبانه روز در سلول انفرادي مورد شکنجه و آزار قرار گرفتم که حتي دندانهايم شکسته شد و کتف سمت راستم آسيب جدي ديد که هم اکنون آثارش بر جاي مانده و در هنگام شکنجه زانوي سمت چپم نيز آسيب ديد
پس از اذييت وآزار فراوان به علت هاي واهي من را به زندان مرکزي شهرستان اروميه به مدت يکماه فرستادند و پس از مدتي بازداشت در سلول هاي انفرادي، مجددا به زندان اوين بند 209 زير نظر وزارت اطلاعات منتقل شدم، به مدت 5 ماه در سلول انفرادي 209 زير شکنجه و بازجويهاي طاقت فرساي وزارت اطلاعات بودم و پس از آن به مدت 5 ماه ديگر براي بهبودي آثار شکنجه من را در 209 بدون بازجويي نگه داشتند و بلاخره پس از 10 ماه در دي ماه 1389 به بند 350 اوين منتقل شدم.البته با وجود نگه داشتن در بند 209 براي بهبودي آثار شکنجه در بند 350 همچنان آثار شکنجه هايي كه بر من اعمال شده بود، مشهود بود.
سوال .در كدام شعبه محاكمه و توسط چه كسي محاكمه شديد
پاسخ. پس از گذارن 3 ماه در بند 350 يعني 13 ماه بلاتکليفي پس از بازداشت به دادگاه انقلاب اسلامي براي محاکمه فرا خوانده شدم، که در بيدادگاه رژيم توسط قاضي مغيسه رييس شعبه 28 دادگاه مورد توهين و فحاشي قرار گرفتم، و به جرم اجتماع و تباني و اقدام عليه امنيت ملي، تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملي به چهار سال حبس تعزيري محکوم شدم که در دادگاه تجديد نظر در شعبه 54 به رياست قاضي موحدي حکم تاييد شد.
سؤال. چه زماني و چگونه آزاد شديد؟
پاسخ. در نهايت در 6 شهريور 1390 پس از گذارن دو سال حبس بدليل اينكه بدون هيچ جرمي بازداشت شده بودم، به مناسبت عيد فطر از زندان اوين به همراه تعداد ديگري از زندانيان آزاد شدم.
سؤال. در زندان چه خاطره هايي داريد و آيا در بند شما كساني در همان زمان اعدام شدند؟ اين افراد چه ويژگي هايي داشتند.
پاسخ. اينجانب تمام اتفاقات زندان اوين را از نزديک شاهد بود از اعدام زنده ياد جعفر کاظمي و محمد حاج آقايي تا فوت هدي صابر را به ياد دارم.آنان بر آرمان آزادي معتقد بودند و به همين دليل هم در مقابل زور و ستم ايستادگي ميكردند و همه هم بنديها نيز از ويژگيهاي بارز آنان كه صداقت و راستي بود، اطلاع داشتند.
سؤال. شرايط كنوني را چگونه مي بينيد، روحاني يكي از عناصر اصلي و مهره هاي امنيتي از قبل بوده است و با آمدن وي مجددا اعدامهاي علني و مخفي شروع شده است، شما اين وضعيت را چگونه مي بينيد
پاسخ. من همواره مخالف ديدگاه هاي باصطلاح، اصلاح طلبي بوده ام، چون آنان در واقع حاميان ولي فقيه و قانون اساسي همين نظام هستند و در كادر و چارچوب ولايت فقيه بر سر تقسيم قدرت و سهم خواهي خودشان از قدرت، درگير هستند.با وجودي كه جنايات و شكنجه و ضرب و شتم و كشتن جوانان را در زندانها مي ديدند، اما دم بر نمياوردند و يا كج دار و مريض با موضوع مقابله ميكردند و اين براي زندانياني كه با تمام وجودشان شلاقهاي همين رژيم را بر پيكر خودشان حس كرده اند، غير قابل قبول و نابخشودني است، چون در واقع به مردم و آرمان آزادي خيانت ميكنند و توجيه گر همين شكنجه ها و اعدام بيگناهان هستند. بخاطر اين نوع نگرش هم از سوي زندانيان نزديک به اصلاح طلبان نيز بايكوت شده بودم، من اعتقاد و باورم اين است كه اين حكومت مردمي نيست وبايستي ازاساس پايه هاي آن كنده شود روحاني نيز از سركردگان امنيتي همين نظام است كه دستانش به خون بيگناهان آلوده است. پس به هيچ روي نه تنها براي منافع مردم کاري نميکند، بلكه در نهايت ميخواهند همين حكومت و نظام فاسدش را حفظ كنند كه البته بنظرم ديگر كور خوانده اند.
سؤال. چه انتظاري از مجامع بين المللي و سازمانهاي حقوق بشري در رابطه با شرايط زندانهاي ايران و زندانيان سياسي داريد؟
انتظار من از جوامع بين الملي و حقوق بشري حساسيت بيشتر روي زندانيان گمنام و بقول مقامات حكومتي زندانيان معتقد به براندازي حكومت است، چون آنان هميشه در معرض تهديد شكنجه و اعدام و اذييت و آزار و حتي مرگ تدريجي قرار دارند. متاسفانه شاهد آن هستيم که زندانيان اصلاح طلب نزديک به هاشمي رفسنجاني مورد توجه رسانه هاي فارسي زبان دولتهاي غربي هستند و زندانيان گمنام و يا معتقد به براندازي حكومت مورد سانسور قرار ميگيرند، البته مردم و جوانان ايراني نيز از اين موضوع خوب مطلع هستند و ميدانند كه چرا معامله گران از اين حكومت بطور علني و يا در خفا حمايت ميكنند و ديگر زمان و دورانش گذشته است كه مردم نتوانند تحليلهاي روز و برخوردهاي سياستمداران را تجزيه و تحليل كنند. اين نهايتا به ضرر همان دولتها و ملتهايشان خواهد بود كه از اين حكومت بطور ضمني و يا با علائم ممكن و مختلف حمايت ميكنند و جوانان و مردم ايران نيز نسبت به اين مسائل چشمشان باز است و مي بينند كه درسياهترين دوران تاريخشان چه كساني در كنار مردم وچه كساني در كنار سركوبگران و ظالمان و بر عليه مردم ايران هستند.
با تشكر و آرزوي موفقيت براي شما.







0 نظرات:
ارسال یک نظر