۱۶:۴۳
مادر محرم چگینی از کشته شدگان 88! محرم چگینی قشلاقی متولد ۱۰ مرداد ۱۳۵۴ فرزند میرزا قلى، در روز دوشنبه ۲۵ خرداد در مقابل پایگاه بسیج مقداد در خیابان آزادى در حال مشاهدۀ بام پایگاه بسیج با اصابت گلوله فوت می کند. گلوله به گونه وی اصابت واز پشت سر خارج و به شانه اش برخورد می کند. وی را به بیمارستان رسول اکرم منتقل می کنند و تا هفت روز ناپدید می شود. سپس از پزشک قانونى شهریار با علی چگینی برادر محرم تماس گرفته می شود تا براى شناسایى جسد به آنجا مراجعه کند. فیلم پیدا کردن جسد محرم به همراه سه جسد دیگر در خیابان هاى اطراف شهریار فاز چهار اندیشه کنار خیابان در پزشکی قانونی به خانواده نشان داده می شود. این در حالی است که فیلم کشته شدن محرم چند روز پس از حادثه به دست برادرش رسیده بوده است. خبر مرگ او ۷ ماه بعد توسط برادرش به رسانهها اعلام شد. به گفتۀ معصومه چگینی همسر محرم، در روز خاکسپاری از استانداری تهران مراجعه می کنند و از آنان می خواهند که محل دفن همسرش در رسانه ها منتشر نشود. خانواده چگینی به محض دریافت جسد محرم از پزشک قانونی شهرک اندیشه به دادگاه شکایت می کنند ولی تاکنون به شکایتشان رسیدگی نشده است. همسر محرم چگینی در خصوص نحوۀ برخورد مسئولان باخانوادۀ وی و نحوۀ تحویل جنازۀ همسرش به کمپین گفت: « چرا باید این طور باشد؟ انسانی آمده به خیابان حرفی زده، اعتراضی کرده، اصلاً رأیش را خواسته، آیا سزایش این است که چنین بلایی سرش بیاورند؟ به بیمارستان رسول رفتم تا شوهرم را پیدا کنم، وقتی عکسش را نشان دادم گفتند: ۸ نفر کشته شده بودند، اطلاعاتی ها آنها را با خودشان بردند! از دوشنبه تا پنجشنبه خبری از او نبود. تا این که از کهریزک عکسی از او نشان دادند، گفتند که جنازۀ مجهول الهویه از شهریار پیدا کردیم برای شناسایی بیایید. بعد از شناسایی هم جنازه را تحویل نمی دادند.» وی با اشاره به حضورش در بازداشتگاه کهریزک در بعد از انتخابات به کمپین گفت: « وقتی رفتم کهریزک درد مردم را می دیدم، درد خودم یادم می رفت. آقایی آنجا نشسته بود می گفت: که از تمام دنیا یک پسر داشتم. مادرش به او گفت: خیابان ها شلوغ است خودم به دانشگاه می برمت. با مادرش می رفت دانشگاه در راه در بغل مادرش تیر خورد. به او گفته بودند: باید جسد را از همین جا تحویل بگیری و یکراست به بهشت زهرا ببری. او هم می گفت که جسد پسرم را تحویلم بدهید هر جا دوست دارم خاک می کنم. این مورد یکی از مواردی بود که آن جا دیدم. هزاران مثل من آن جا بودند.»
مادر محرم چگینی از کشته شدگان 88!
محرم چگینی قشلاقی متولد ۱۰ مرداد ۱۳۵۴ فرزند میرزا قلى، در روز دوشنبه ۲۵ خرداد در مقابل پایگاه بسیج مقداد در خیابان آزادى در حال مشاهدۀ بام پایگاه بسیج با اصابت گلوله فوت می کند. گلوله به گونه وی اصابت واز پشت سر خارج و به شانه اش برخورد می کند. وی را به بیمارستان رسول اکرم منتقل می کنند و تا هفت روز ناپدید می شود. سپس از پزشک قانونى شهریار با علی چگینی برادر محرم تماس گرفته می شود تا براى شناسایى جسد به آنجا مراجعه کند. فیلم پیدا کردن جسد محرم به همراه سه جسد دیگر در خیابان هاى اطراف شهریار فاز چهار اندیشه کنار خیابان در پزشکی قانونی به خانواده نشان داده می شود. این در حالی است که فیلم کشته شدن محرم چند روز پس از حادثه به دست برادرش رسیده بوده است. خبر مرگ او ۷ ماه بعد توسط برادرش به رسانهها اعلام شد. به گفتۀ معصومه چگینی همسر محرم، در روز خاکسپاری از استانداری تهران مراجعه می کنند و از آنان می خواهند که محل دفن همسرش در رسانه ها منتشر نشود.
خانواده چگینی به محض دریافت جسد محرم از پزشک قانونی شهرک اندیشه به دادگاه شکایت می کنند ولی تاکنون به شکایتشان رسیدگی نشده است.
همسر محرم چگینی در خصوص نحوۀ برخورد مسئولان باخانوادۀ وی و نحوۀ تحویل جنازۀ همسرش به کمپین گفت: « چرا باید این طور باشد؟ انسانی آمده به خیابان حرفی زده، اعتراضی کرده، اصلاً رأیش را خواسته، آیا سزایش این است که چنین بلایی سرش بیاورند؟ به بیمارستان رسول رفتم تا شوهرم را پیدا کنم، وقتی عکسش را نشان دادم گفتند: ۸ نفر کشته شده بودند، اطلاعاتی ها آنها را با خودشان بردند! از دوشنبه تا پنجشنبه خبری از او نبود. تا این که از کهریزک عکسی از او نشان دادند، گفتند که جنازۀ مجهول الهویه از شهریار پیدا کردیم برای شناسایی بیایید. بعد از شناسایی هم جنازه را تحویل نمی دادند.»
وی با اشاره به حضورش در بازداشتگاه کهریزک در بعد از انتخابات به کمپین گفت: « وقتی رفتم کهریزک درد مردم را می دیدم، درد خودم یادم می رفت. آقایی آنجا نشسته بود می گفت: که از تمام دنیا یک پسر داشتم. مادرش به او گفت: خیابان ها شلوغ است خودم به دانشگاه می برمت. با مادرش می رفت دانشگاه در راه در بغل مادرش تیر خورد. به او گفته بودند: باید جسد را از همین جا تحویل بگیری و یکراست به بهشت زهرا ببری. او هم می گفت که جسد پسرم را تحویلم بدهید هر جا دوست دارم خاک می کنم. این مورد یکی از مواردی بود که آن جا دیدم. هزاران مثل من آن جا بودند.»

0 نظرات:
ارسال یک نظر