۱۳۹۳ فروردین ۲۵, دوشنبه

تهاجم افراد ناشناس به فعالین سیاسی در کایسری ترکیه

علیرضا محمدیان/ فعال سیاسی
چند تن از فعالین سیاسی و حقوق بشری شناخته شده ایرانی شب گذشته در کایسری ترکیه مورد تهاجم افراد ناشناس قرار گرفتند؛ طبق اظهارات یکی از قربانیان حادثه ضرب و شتم این فعالین سیاسی و حقوق بشری با سلاح سرد و برنامه ریزی شده صورت گرفته است.
به گزارش یکی از قربانیان حادثه؛ شب گدشته چند تن از فعالین سیاسی و حقوق بشری در منطقه نولانا کایسری ترکیه مورد تهاجم شدید افرادی قرار گرفتند؛ شرح ماجرا از این قرار است که بعد از مواجه با این افراد آنها جویای ملیت این فعالین میشوند و بعد از اطلاع از ایرانی بودن آنها بی هیچ توضیحی اقدام به حمله با سلاح سرد می نمایند.
یکی از قربانیان حادثه اظهار داشت حادثه اخیر در منطقه نولانا کایسری در ساعت 22 روز 13/04/2014 بوقوع پیوست. ایشان اظهار داشت آقای کاوه طاهری، عبدالکریم میرفرد، روح الله میرزا خانی و بابک اجلالی که هر چهار تن از فعالین شناخته شده سیاسی و حقوق بشری هستند، در یک اقدام از پیش برنامه ریزی شده مورد حمله و ضرب و شتم افراد ناشناس قرار گرفتند.
ایشان اضافه کردند که پلیس شهر کایسری هیچ گونه اقدامی جهت برسی و دستگیری عوامل این حادثه نکرده است و این فعالین به نشانه اعتراض در جلوی درب دفتر کمیساریای سازمان ملل متحد در کایسری تحصن کردندتا به شکایتشان رسیدگی شود.
طبق اظهارات قربانیان حالی یکی از فعالین که مورد حمله قرار گرفته است به دلیل جراحت گوش وخیم اعلام شده است.

حمله وحشیانه به فعالان سیاسی و حقوق بشر در ترکیه



















فعالان سیاسی و حقوق بشر ایرانی پناهنده در ترکیه، مورد هجوم وحشیانه و مشکوک شهروندان ترک قرار گرفتند.
شامگاه گذشته، ۱۳ آوریل ۲۰۱۴، فعالان سیاسی و حقوق بشر پناهنده در شهر کایسری، توسط عده‌ای ناشناس مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند.
یکی از مضروبان به خبرنگار رادیو شهروند گفت: حدود ساعت ۱۰ شب، یک شهروند ترک به او نزدیک می شود و ملیت او را می پرسد. او پاسخ می دهد که ایرانی است. این شهروند ترک، با شنیدن "ملیت ایرانی" به او حمله ور می شود. 
روح اله میرزاخانی در ادامه گفت: وقتی این شخص به من حمله ور شد، در عرض چند دقیقه، نزدیک به بیش از ۱۵ نفر، من را دوره کردند.
چند پناهجوی دیگر با دیدن این وضعیت، برای کمک به روح اله و خاتمه دادن به درگیری، نزدیک می شوند. که ضاربان، آنها را نیز مورد ضرب و شتم با چوب و میله قرار می دهند.
گفتنی است که ضربه‌ای که با چوب به سر بابک اجلالی زده شد باعث شکسته شدن چوب در سر وی و بیهوشی او و پارگی گوش وی و شکستگی یکی از دندانهای وی شد و این در حالی بود که پلیس نظاره گر این صحنه بوده و هیچ واکنشی در برابر متهاجمان نشان نداد. 
و جالب انکه بعد روح الله میرزاخانی و بابک اجلالی وقتی برای شکایت به پلیس محل مراجعه کردند ساعاتی تحت بازداشت قرار گرفتند. 
پلیس با دیدن این درگیری، وارد عمل شده و با اسپری فلفل به روح اله میرزاخانی حمله می کند.
به گفته پناهندگان مضروب، پلیس ترکیه هیچ واکنش قاطع و قانونی در مورد ضاربان انجام نداده و فقط مضروبان را به اداره پلیس منتقل کرده و پرونده شکایت آنها را تنظیم کرده است.
این فعالان حقوق بشر در پایان، از تصمیم خود برای تحصن روبروی دفتر آسام شهر کایسری خبر دادند.
اسامی مضروبان: بابک اجلالی، سروش پرتوآذر، پیمان کرمی، حسین قاسمی، هادی رهبر، هادی زراعت پیشه، علی عابدی، سیامک آجرلو، روح اله میرزاخانی، کاوه طاهری، عبدالکریم میرفرد، علی نسیمی، سیروس پرتو آذر، بهنام پرویزی
***
این در حالی است که پناهجویان در ترکیه همواره از روند رسیدگی به پرونده خود و عدم ارایه خدمات رفاهی شکایت داشته اند. دفتر سازمان ملل در ترکیه بر خلاف دیگر کشورهای اروپایی، از ارایه خدمات رفاهی و آموزشی به همه پناهجویان کوتاهی می کند.
پناهجویان در ترکیه حق داشتن کار ندارند. و دست به انجام کارهای سیاه می زنند و این برای آنان شرایط وخیمی را رقم می‌زند. ساعت کاری بین ۱۰ تا ۱۵ ساعت در روز، بدون مرخصی ماهیانه و با مزدی غیرمنصفانه، زندگی را بر آنان سیاه کرده است.
ضمن این که کارفرمایان از نبود حمایت قانونی از پناهجو سواستفاده کرده و بعضا این مساله را دست مایه کامجویی‌های جنسی خود قرار می دهند.
و به دلیل غیرقانونی بودن این شیوه کار، به وفور دیده شده که کارفرمایان، حقوق کارگران پناهجو را پرداخت نمی‌کنند. پناهجویان حق بیمه ندارند و اگر پلیس از این جریان مطلع شود، پناهجو را جریمه نقدی می‌کند.
و این که پناهجو، هیچ گونه کمک مالی از ابتدای ورود به ترکیه دریافت نمی کند و فقط پس از گرفتن قبولی، آن هم تحت شرایط خاص و با گزینش‌های غیراصولی، کمک ماهیانه ناچیزی به پناهندگان انگشت شماری می شود، که حتی جواب گوی نیمی از اجاره خانه ماهانه شخص هم نیست.
از دیگر دغدغه‌های پناهجویان، آتئیست یا کمونیست بودن آنهاست. چرا که برخی از پناهجویان بیم دارند، که خود را آتئیست یا کمونیست معرفی کنند و توسط کارداران سنتی و خشک مذهب دفتر سازمان در آنکارا مورد شماتت و مواخذه قرار گیرند و بعضا در روند پرونده آنان نیز تاثیر گذار است. و تا کنون سازمان ملل متحد در این باره هیچ گونه اقدام موثر و مفیدی انجام نداده است.
حال این که ترکیه از نظر موقعیت جغرافیایی در موضعی استراتژیک قرار دارد و پناهجویانی از کشورهای ایران، عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان به این کشور می آیند.

۱۳۹۳ فروردین ۷, پنجشنبه

دیپورت سریالی فعالان سیاسی

حمید شیخ‌علی، فعال سیاسی ساکن نروژ نیز در آستانه تبعید قرار گرفت.
حمید شیخ‌علی، فعال سیاسی که بیش از ۳ سال را در نروژ به سر می‌برد، در تاریخ ۱۳مارچ در دادگاه رسیدگی به امور پناهندگان حضور یافت.
و پس از آن، روز دوشنبه ۲۳مارچ از سوی اداره مهاجرت این کشور، جواب منفی و نامه ترک خاک خود را از حوزه شینگن دریافت کرد.
حمید شیخ‌علی، بارها به دلیل آنچه نقد یا روشنگری مذهب عنوان شده، از سوی عوامل جمهوری اسلامی و تندروهای مذهبی،  تهدید شده است.
پیش از حکم اخراج شیخ‌علی، صباح لطفی از دیگر فعالان سیاسی، در هفته گذشته توسط پلیس نروژ دستگیر و به مقامات دولت ایران تحویل داده شد. و تا کنون هیچ‌گونه خبری در مورد وضعیت صباح در دست نیست.
فعالان سیاسی در ماه‌های اخیر نسبت به این گونه اقدامات دولت نروژ، واکنش نشان داده و بیان کرده‌اند: این احتمال وجود دارد که دولت نروژ و ایران، بر سر یک سری مسایل توافق کرده‌اند و به‌گونه‌ای با استرداد این پناهجویان، دست به تبادل دو‌سویه می‌زنند.
خبرها حکایت از دیپورت ۱۶ پناهجوی ایرانی در روز دارد. در این راستا، پناهجویان دیگر کشورها نیز از این اقدام مصون نیستند.

۱۳۹۲ اسفند ۲۱, چهارشنبه

تفاوت دو اعتراض



این نماز جماعت بسیجی ها در مقابل سفارت اتریش است برای اعتراض به دیدار خانم اشتون با گوهر عشقی مادر ستار بهشتی و نرگس محمدی در این سفارت خانه. 
چند روز پیش هم درویشان در مقابل دادگستری تهران برای اعتراض به نماز ایستاده اند. 
به دو تفات ساده ی این نماز اشاره می کنم: 

درویشان نزدیک به دو هزار نفر بودند . بسیجیان اندک.
درویشان را با باتوم پراکنده و بازداشت کردند، اعتراض بسیجیان را در رسانه های رسمی سهم داده اند.

معادله ساده اما تلخی است. یک اقلیت دارد بر اکثریت حکومت می کند.

                                  

نامه دو تن از زندانیان سیاسی بهنام ابراهیم زاده و وحید اصغری به مناسبت 12 مارس روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنت


اینترنت شبکه ای از باورهاست که رد و بدل میشود و نیاز به برقراری و وجود آزادی بیان دارد

. اینترنت در عمل تغییرات هویتی عمیقی را به خصوص در میان جوانان دامن زده است و باعث شده که امروز جوانان را با مصرف رسانه ای آنها طبقه بندی کند.

وجه ی مشترک جوانان امروز استفاده از اینترنت است، لذا جوانان اجازه نخواهند داد تا نسل های قدیمی و رسانه های سراسر سانسور زده کهنه خود را به نسل مجازی امروز تحمیل سازد و برای جوانان تعیین و تکلیف کنند.

تغییرخواهی، عدم پذیرش سانسور، مبارزه با هنجارهای سنتی غیرمعقول و اثر گذاری، از خواسته های جوانان و فعالان سایبری است و نگرانی دولتهای دیکتاتور را از رسانه های بدون کنترل دولتی جدید را،از تحجر و بی ارزشی آنها میدانیم.
تصویب قوانین نظام سانسور، ایجاد محدودیت 128 کیلوبایتی برای کاربران خانگی، فیلتر گسترده سایت ها و مبارزه با فعالان سایبری نیز نوعی از سانسور اینترنتی بوده و محکوم است.
ایننترنت رویای سانسور را از حاکمیت ها گرفته است. خواسته ما این است که روزنامه نگاری الکترونیک آزاد و جریان آزاد اطلاعات را به عنوان یکی از ارکان حقوق بشر به رسمیت بشناسند و وارد فانون اساسی خود کنند.

در پایان ما ضمن گرامیداشت روز جهانی مبارزه با سانسور و اینترنت،قصد وعمل حکومتها برای هرنوع سانسور را محکوم می نماییم و جوانان ایرانی را به راه اندازی کمپینهای مبارزه با سانسور اینترنتی دعوت می نماییم.

( بهنام ابراهیم زاده متولد 1356 : وبلاگ نویس و فعال کارگری و کودک – حکم 5 سال)

                                                     

دوازده مارس، 21 اسفند؛ روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنت.



فراموش نمی کنیم رنج ها و مشقت های اعضای سایت ایران پروکسی را که برای دفاع از آزادی بیان و مبارزه با سانسور سیستماتیک حکومتی در ایران متحمل شده اند.
فراموش نمی کنیم بازداشت، شکنجه، انفرادی و زندانی شدن این مدافعان آزادی بیان و حقوق بشر را که بدون هیچ ادعا و نامی و به صورت زیر زمینی فعالیت می کردند.
و فراموش نمی کنیم وضعیت حسین رونقی ملکی از مدیران سایت ایران پروکسی را که با وجود مشکلات جسمی فراوان برای آزادی بیان و حقوق بشر در ایران تلاش کرده و اکنون در زندان است.

فراموش نمی کنیم و فریاد می زنیم "آزادی حق مسلم حسین رونقی و تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی است".
World Day Against Cyber censorship - 12 March

‪#‎FreeHosseinRonaghi‬
‫#‏حسین_رونقی_ملکی‬



حمله به کاترین اشتون با نصب پوستر در تهران



صدا و سیمای رژیم: همزمان با حضور کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در کشور و ملاقات و رایزنی های وی با مقامات ارشد نظام، پوسترهایی با مضمون «حقوق بشر به سبک غربی» در سطح شهر برپا و چهره اشتون در کنار صدام حسین نشان داده شده است. 
این اقدام مشابه برافراشتن پوسترهای «صداقت آمریکایی» در زمان مذاکرات هسته ای و تهدیدهای آمریکا بود.

ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻛﻨﻨﺪ!


ﻣﻦ ﺍﺳﻤﻢ ﺯﺍﻧﻴﺎﺭ ﻣﺮﺍﺩﻱ ﺍﺳﺖ. ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺳﻠﻮﻝ
ﻣﺮﮔﻲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮐﺮﺝ ﺩﺭﮐﺸﻮﺭ
ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺭ
ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻭ ﺍﻣﺮﻳﮑﺎ٬ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻫﻤﺴﻦ ﻭ
ﺳﺎﻝ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎ ﻭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭ
ﺍﻓﺮﻳﻘﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ.
ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﮐﻨﻨﺪ! ﺁﻳﺎ ﺩﻧﻴﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻴﺮﺣﻢ
ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ
ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮﻳﻢ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﻮﻳﻢ ﻭ ﭼﻴﺰﻱ
ﻧﮕﻮﻳﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﻱ ﻧﮑﻨﺪ؟
ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﺮﺱ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺯ
ﻃﺮﻳﻖ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻲ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺷﻤﺎ
ﻣﻴﺮﺳﺪ. ﭘﺲ ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﻴﺪ٬ ﭼﻨﺪ
ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺸﻨﻮﻳﺪ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ
ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﻳﮏ ﺳﺎﻟﮕﻲ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ
ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻥ٬ ﺑﺎ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻣﺮﮒ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ
ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻱ ﭘﺎﻱ ﺯﻧﺪﺍﻧﺒﺎﻧﺎﻥ ﺗﺮﺳﻴﺪﻥ ﻭ
ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻟﺮﺯﻳﺪﻥ!
ﻣﺎ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﻢ . ﻣﻦ
ﺯﺍﻧﻴﺎﺭ ﻣﺮﺍﺩﻱ ﻭ ﻫﻢ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﻣﻦ ﻟﻘﻤﺎﻥ
ﻣﺮﺍﺩﻱ٬ ۹ ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ. ﻣﺎ ﺭﺍ
ﭼﻨﺎﻥ ﮐﺘﮏ ﻣﻴﺰﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻴﻢ ﻭ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻴﺰ ﮐﻤﺮﻡ ﺑﺸﺪﺕ ﺩﺭﺩ
ﻣﻴﮑﻨﺪ ﻭ ﺩﻭ ﻣﻬﺮﻩ ﮐﻤﺮﻡ ﺷﮑﺴﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﻪ ﻣﺎ
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﺍ
ﻧﺰﻧﻴﻢ٬ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻳﻢ. ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻳﮏ
ﻗﺪﻣﻲ ﻣﺮﮒ ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﺩﺍﺭ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻲ ﺩﺭ
ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﻳﺎ ﻣﺮﻳﻮﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﻣﺤﻞ ﺗﻮﻟﺪﻣﺎﻥ
ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻳﻢ. ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ
ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ
ﻧﻴﺴﺖ٬ ﺷﺒﻬﺎ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻤﻴﺒﺮﺩ ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ
ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺨﻮﺩﻡ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻢ.
ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻬﺮ ﻃﺮﻳﻘﻲ ﮐﻪ
ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻴﺪ ٬ ﺳﻌﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﮑﺎﺭﺍﺕ ﺟﻮﺍﻧﺎﻧﻪ
ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻴﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﻱ ﮐﻨﻴﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ
ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ ﻭ
ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﮑﻢ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ
ﺩﺍﺭﺩ.ﺻﺪﺍﻱ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺷﻤﺎ ﻭ ﻫﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﻭ
ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﻲ ﮐﻪ ﺑﮑﻨﻴﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﺎ ﻓﻮﺭﺍ ﻣﻴﺮﺳﺪ.
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﺎﺕ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﺴﻦ
ﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎﻱ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ.
ﺯﺍﻧﻴﺎﺭﻣﺮﺍﺩﻱ – ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﺟﺎﻳﻲ ﺷﻬﺮ ﮐﺮﺝ

۴ ﮊﺍﻧﻮﻳﻪ ۲۰۱٣. ﻣﻨﺒﻊ ﮐﻤﻴﺘﻪ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ
ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ


ترس از مادر ستار



روزنامه جوان عکس مادر ستار را حذف کردند. یک دلیل ساده اش این است؛ می دانستند که اگر به مادر ستار بهشتی بگویند فتنه گر، گوهر عشقی رهایشان نمی کند. برای همین ترجیح دادند زیرِ تیترِ فتنه گر عکس مادر ستار را حذف کنند تا در امان باشند. یک پیرزن به تنهایی تمام شان را به چالش کشیده جاره ای جز این ندارند که بی سر و صدا از کنارش بگذرند. ولی گوهر عشقی نامش در تاریخ می ماند آنچنان که نام مادران دیگری که هیچ سرمایه ای جز عشقِ مادرانه نداشتند و با اتکا به همین سرمایه بدون هراس فریاد زدند در تاریخ مانده است. مادر که حذف شدنی نیست. مادر سعید زینالی هم می گوید من ساکت نمی نشینم مگر اینکه بمیرم و این پرونده بسته شود وگرنه تا زنده ام دنبال فرزندم می گردم.

۱۳۹۲ اسفند ۱۸, یکشنبه

ابوالفضل عابدینی برای اولین بار به مرخصی آمد.

ابوالفضل عابدینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان کارون اهواز پس از ۵۲ ماه حبس برای اولین بار به مرخصی آمد.

به گزارش خبرنگار کلمه، ابوالفضل عابدینی، زندانی سبز و فعال حقوق بشر که از اسفند ۸۸ در زندان های تهران و اهواز در حبس بوده است، ساعتی پیش با وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی با دو ضامن، به مرخصی ۱۰ روزه آمد.

ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی سبز و شاهد شکنجه های ستار بهشتی اوایل مرداد ماه به زندان اهواز تبعید شد، وی در مدت حضور ستار بهشتی در بند ۳۵۰ زندان اوین شاهد علائم شکنجه های روی بدن وی بود و نزد شهریاری بازپرس تحقیق علت مرگ ستار بهشتی شهادت داده بود.

عابدینی در حالی محکومیت ۱۲سال زندان خود را سپری می‌کند که تاکنون از حق استفاده از مرخصی نیز با وجود داشتن بیماری قلبی محروم بوده است.

ابوالفضل عابدینی در فاصله سالهای ۱۳۸۴تا ۱۳۸۶چندین بار توسط نیروهای امنیتی استان خوزستان بازداشت و این بازداشت‌ها منجر به صدور حکم یک سال حبس تعزیری از سوی دادگاه انقلاب اهواز برای وی شد.

این زندانی سیاسی سبز در تاریخ نهم تیر ماه سال ۱۳۸۸بازداشت و در تاریخ ۴آبان با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. وی بار دیگر در تاریخ ۱۲اسفند ماه ۱۳۸۸در جریان دستگیری‌های گسترده‌ی کنش‌گران حقوق بشر ایران توسط سپاه همراه با ضرب و شتم در منزل پدری خود در رامهرمز خوزستان بازداشت و به سلول‌های انفرادی بند ۲الف زندان اوین منتقل شد.

درتاریخ ۱۵فروردین ماه در حالی که یک ماه از بازداشت وی نگذشته بود، دادگاه انقلاب اهواز ابوالفضل عابدینی را به اتهامات ارتباط با دول متخاصم، فعالیت‌های حقوق بشری و تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم مربوط به پرونده پیشین عابدینی بود که به بازداشتش در تیرماه سال ۱۳۸۸و آزادی‌اش با قید وثیقه ۳۰۰میلیونی در آبان ماه همان سال منجر شده بود.

در فروردین ماه سال ۱۳۸۹یک سال بعد از صدور حکم اول، ابوالفضل عابدینی بار دیگر از سوی شعبه ۲۸دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد، این در حالی بود که وی در پرونده‌ی قبلی نیز به همین اتهام محکوم به زندان شده و در حالی سپری کردن این محکومیت بود. این حکم ۱۳اردیبهشت ۹۰به عابدینی ابلاغ شد و محکومیت وی به ۱۲سال زندان افزایش یافت.

                  

۱۳۹۲ اسفند ۱۶, جمعه

احضار مهدیه فراهانی به دادسرای اوین


خبرگزاری هرانا – مهدیه فراهانی یکی از فعالان حقوق زنان به دادسرای مقدسی  مستقر در زندان اوین احضار شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهدیه فراهانی از فعالان حقوق زنان طی احضاریه‌ای که تصویر آن در زیر می‌آید به شعبه دوم دادسرای موسوم به “شهید مقدس” (اوین) احضار شد.
وی پیش‌تر دوبار احضار و و در خصوص اتهامات تبلیغ علیه نظام، عضویت در گروه‌هی اپوزسیون و فمنیستی دادگاهی شده بود.
طی احضاریه‌ای که روز پنج‌شنبه بدست مهدیه فراهانی رسیده است نوشته شده: “مقرر است شما به عنوان متهم به اتهامی که سابقا کیفرخواست صادر شده و از دادگاه عودت گردیده است همچنین به اتهام جدید مشابه آن جهت اخذ توضیح در این شعبه حاضر شوید.”
در بهمن ماه سال ۹۱ مهدیه فراهانی برای اولین بار به دادسرای شهید مقدس اوین احضار شد و ماموران با حضور در منزل وی و تفتیش وسایلش احضاریه‌ای کتبی به فراهانی تحویل دادند و مقداری از وسایل شخصی وی و خانواده‌اش را ضبط کرده و به همراه خود بردند. مهدیه فراهانی بعد از این احضاریه کتبی با حضور در دادسرا مورد بازجویی و بعضا تهدید ماموران قرار گرفت.
این فعال حوزه زنان بعد از اینکه در کنکور کار‌شناسی ارشد پذیرفته شد در تاریخ ۱۴ شهریور ماه طی تماس تلفنی به سازمان سنجش جهت گزینش در دانشگاه احضار شد که پس از حضور در این سازمان توسط بازجوهای قبلی بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفت.
مهدیه فراهانی در ۱۷مهرماه سال جاری براساس احضاریه قبلی و با شکایت وزارت اطلاعات به دادسرای شهید مقدس اوین رفت و تفهیم اتهام شد.
1798879_490114237761405_1008580797_n

پزشکی قانونی مرگ مشکوک شیدا حاتمی را خودکشی اعلام کرد؛ ادامه اعتراض دانشجویان دانشگاه ارومیه



رییس پلیس آگاهی استان آذربایجان‌ غربی با تکذیب تمام گمانه‌زنی‌ها مبنی بر به “قتل” رسیدن یک دانشجوی دختر دانشگاه ارومیه، گفت که بر اساس گزارش پزشکی قانونی، این دانشجو با طناب‌هایی که برای “بسته‌بندی شیرینی” از آن‌ها استفاده می‌شوند، خود را خفه کرده است.

سرهنگ رسول النقی‌پور، روز چهارشنبه (۱۴ اسفند-۵ مارس) در گفتگو با “ایسنا” علت مرگ شیدا حاتمی، شیدا حاتمی، دانشجوی ۲۴ ساله مقطع کار‌شناسی ارشد رشته خاک‌شناسی – گرایش بیولوژی و بیوتکنولوژی دانشگاه ارومیه را “خودکشی” اعلام کرد و گفت که طبق اظهارات کار‌شناسان پزشک قانونی و آگاهی، هیچ دلیلی اعم از “درگیری” و “شکستگی” در جسد این دانشجو یافت نشده است.

به گفته وی، این دانشجو خود را «با طناب‌هایی که قوطی‌های شیرینی را بسته‌بندی می‌کنند، خفه کرده» و هیچ نامه یا نوشته‌ای درباره علت این اقدام خود برجا نگذاشته است.

شیدا حاتمی از اهالی روستای کردنشین “نوی” از توابع مرگور در استان آذربایجان غربی بود که جسد وی حوالی ظهر روز شنبه (۱۰ اسفند) ماه در اتاقش در خوابگاه دانشگاه ارومیه پیدا شد و به دنبال آن، شماری از وب‌سایت‌های خبری از وجود آثار ضرب‌وشتم بر جسد وی خبر دادند.

بر اساس این گزارش‌ها، جسد خانم حاتمی پیش از آن‌که خانواده‌اش به محل حادثه برسند، به پزشکی قانونی انتقال داده شد و خانواده وی بعد از مشاهده جسد در پزشکی قانونی گفته‌اند که بر روی جسد «آثار زخم روی دست و سر و هم‌چنین اثرات خراش روی صورت مشهود بوده است».

در این میان، وب‌سایت روزآنلاین روز سه‌شنبه (۱۳ اسفند)، از قول یکی از بستگان این دانشجو نوشت که وی به شدت مورد “ضرب و شتم” قرار گرفته و سپس به قتل رسیده است و به همین دلیل، آن‌ها در محاکم قضایی طرح شکایت کرده‌اند.

پیش‌تر در روز دوشنبه، “آژانس خبری کردپا”، به نقل از یک‌ از نزدیکان خانواده شیدا حاتمی نوشته بود که جسد او، «از ناحیه سر و دست به شدت زخمی شده بود» و این نشانه‌ای از «دفاع شخصی وی در برابر قاتل یا قاتلان است».

این وب‌سایت، هم‌چنین از قول “یک منبع مطلع” اضافه کرده بود که به هنگام کشف جسد شیدا حاتمی، «آثار خون» برروی لباس او وجود داشته است.

وب‌سایت محلی “خویندکار” هم در همین روز از قول شاهدان عینی نوشت که «یکی از انگشتان دست و سر خانم حاتمی از پشت شکسته شده بود» و علائمی چون «صورت کبود و خال‌خال و جای اثر انگشت روی گردن» نشان می‌دهد که علت مرگ، «کتک‌کاری و خفگی بوده و نه خودکشی».

این در حالی است که عابد فتاحی، نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی به یک وب‌سایت محلی دیگر به نام “اروم نیوز” گفت: «به عنوان یک پزشک، جسد را معاینه کردم و هیچ اثر ضرب و جراحت و موارد مطرح‌شده در برخی سایت‌ها دال بر قتل وی را مشاهده نکردم.»

رییس فراکسیون نمایندگان اهل تسنن مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه «برخی‌ها این مسأله را خیلی بزرگ کرده‌اند»، افزود: «نه می‌گویم که کشته شده و نه می‌گوییم که خودکشی کرده است، تنها مرگ مشکوکی است که بعد از اینکه مراجع قانونی اعمال نظر قطعی کردند، آن‌ها را در اختیار رسانه‌ها می‌گذاریم.»

گفتنی است در پی مرگ مشکوک شیدا حاتمی، شماری از دانشجویان دانشگاه ارومیه در روزهای گذشته دست به تجمعات اعتراضی زده‌اند و با تاکید بر اینکه این دانشجو به قتل رسیده، خواهان معرفی قاتل یا قاتلان وی هستند.


ورود اولین زن ایرانی به منطقه ممنوعه: ورزش کشتی

ورود اولین زن ایرانی به منطقه ممنوعه: ورزش کشتی

خانم الهام حیدری اولین زن ایرانی است که رسما وارد دنیای کشتی شده، البته به عنوان داور، او از زمانی که از ایران خارج و ساکن کانادا شده، توانسته مدارک لازم برای داوری کشتی در سطح ملی را در کانادا دریافت کند اما پیشرفت او یک مشکل اساسی دارد؛ او ایرانی است.
برای معرفی به فیلا برای شرکت در کلاسهای سطح بین المللی و داوری در سطح جهانی کشتی، نیاز دارد تا کشورش یعنی ایران او را به «فیلا» معرفی کند و گویا این اتفاق نیز غیر ممکن است... او که پیش از این دبیر کمیته تحقیق فدراسیون کشتی ایران بوده درباره کشتی زنان در ایران به ناظران میگوید:

اینکه کشتی در بین زنان ایرانی تا چه حد محبوب است سوالی است که شاید هیچ کس تا آزاد شدن برای زنان نتواند پاسخ درستی به آن بدهد. این عشق و علاقه آنقدر در فرهنگ مردسالار ایران ممنوع است که اساسا در قلب بسیاری اجازه شکل گرفتن نیز نمی یابد چون هیچ دختری حتی اجازه فکر کردن به آن را نیز پیدا نمیکند و وارد ورزش دیگری میشود. اما بی شک بسیاری از دختران علاقه دارند وارد این رشته شوند.
من خودم با آنکه از زمانی که به خاطر دارم عاشق کشتی بودم وارد ورزش تکواندو شدم و حتی در سطح استانی مقام هم آوردم اما رهایش کردم.
من در اطراف خودم خیلی از دختران را میشناسم که دوست دارند کشتی بگیرند و حتی دوستانی داشتم که کار مرتبط با کشتی داشتند و دور از چشم دیگران با هم کشتی میگرفتند.
اساسا کشتی ورزشی مردسالار است. کلا 27 سال است کشتی زنان داریم، در ایران به مراتب این معضل بیشتر است. در خانواده ها جا افتاده «دختر که کشتی نمیگیرد». باید کار فرهنگی در این زمینه کرد.

من اصلا متوجه نمیشوم چرا ورزشهای رزمی کشورهای دیگر را داریم اما کشتی که با ایران گره خورده، برای زنان نداریم.
از سویی مسایل حجاب اسلامی درمورد کشتی مطرح میشود. خب مگر شنای زنان در ایران نداریم؟ مسوولان اجازه دهند کشتی زنان مانند شنا در پشت درهای بسته بین خود ایرانی ها برگزار شود.
رچند من مطمینم با توجه به وضعیت خطرناکی که کشتی در المپیک با آن مواجه شده و مقامات کشتی متوجه شده اند راه ماندن آن پس از سال 2020 در المپیک بسیار وابسته به کشتی زنان است، اگر ایران اکنون از این موقعیت استفاده کند و بخواهد تا مقامات فیلا لباسی اسلامی برای کشتیگیران زن طراحی کنند، فیلا خواهد پذیرفت.
ایران با راه انداختن بخش زنان خود میتواند به آرزوی دیرینه خود، یعنی نفوذ بالا در فیلا دست پیدا کند.
من به همراه یک تیم در حال حاضر در حال تحقیق بر روی یک راه حل میانه هستم تا به نوعی کشتی زنان را در ایران راه اندازی کنیم و این راه حل را به فیلا و فدراسیون ایران پیشنهاد دهیم.

منبع: رادیو فرانسه


۱۳۹۲ اسفند ۱۵, پنجشنبه

امروز صبح جمعی از جوانان، دانش‌آموزان و فرهنگیان علاقمند به محیط زیست طبق یک قرار از پیش تعیین شده در محل پارک چیتگر تهران حاضر شدند تا بمناسبت روز درختکاری و در قالب طرح مردمی «1392 نهال در هر شهر» اقدام به کاشت نهال‌ کنند که در این حین، 15 تن از آنها بازداشت شدند.

شایان ذکر است دو تن از اعضای شورای شهر تهران و رئیس این شورا، احمد مسجد جامعی هم در این مراسم که به همت سازمان سبز حزب اسلامی کار و انجمن آسمان آبی برگزار شده بود، شرکت داشتند. و همزمان با تهران در تمام استان‌های کشور نیز همین تعداد نهال کاشته شد.

رئیس شورای شهر تهران در این مراسم از شهرداری تهران خواسته بود که از تشکل‌های محیط‌زیستی حمایت بیشتری کرده تا حرکت‌های اینچنینی استمرار داشته باشند.

کارگاه آموزشی شهروندیار ضمن تبریک روز درختکاری به هموطنان عزیز آرزوی آزادی هر چه سریعتر این فعالان محیط زیست را دارد

سعید رضوی فقیه بازداشت شد



- نظامی که از دلش کهریزک بیرون بیاید، نظام دوست داشتنی نیست، نظامی که از دلش حصر بیرون بیاید محبوب نیست.
- این حکومت علوی امروز میثم تمارش بابک زنجانی و مالک اشترش هم سعید مرتضوی است، پس اگر ما حکومت اموی تاسیس می‌کردیم قرار بود با چه کسانی مواجه بشویم.

همین سخنان از سعید رضوی فقیه کافی بود تا چندسالی مهمان اوین باشد. خبرگزاری فارس انشاء نوشت و ناصادق لاریجانی هم اجرا کرد.

خبرگزاری فارس اولین رسانه بود که به سخنان آقای رضوی فقیه واکنش نشان داد و در ادامه این واکنش‌ها جمعی از طلاب قم تظاهرات کرده و به سخنان آقای رضوی فقیه اعتراض کردند.
وی در زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در بازگشت به تهران در بهمن ۱۳۸۷ پاسپورتش در فرودگاه تهران ضبط و به دلیل آنچه که "فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام" عنوان شد به چهار سال زندان محکوم شد. او پس از انتخابات جنجالی سال ۱۳۸۸ برای مدتی از ایران خارج و سپس به ایران برگشت.
                                               

حسین رونقی در اعتصاب دارو و درمان


حسین رونقی زندانی سیاسی بند ۳۵۰ از دو هفته پیش در اعتصاب دارو و درمان بسر می‌برد.

حسین رونقی ملکی که با وجود تشخیص پزشکی قانونی به علت کارشکنی مسئولین از رفتن به مرخصی درمانی محروم شده از دو هفته قبل دست به اعتصاب دارو و درمان زده و از رفتن به بیمارستان نیز امتناع می‌کند.

آخرین گزارش‌ها حاکی از این است که حسین رونقی در وضعیت جسمی وخیمی بسر می‌برد و از درد کلیه‌ها، خونریزی گوارشی، تکرر و سوزش ادرار رنج می‌برد.

یکی از نزدیکان وی تغذیه بد زندان و سرمای هوا را عامل بد‌تر شدن وی عنوان کرده است.

حسین رونقی ملکی به اتهام توزیع ابزار عبور از فیلترینگ اینترنتی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
                            

۱۳۹۲ اسفند ۱۴, چهارشنبه

چهره های ایران

چهره های ایران: حبس ناعادلانه شهروندان

وحید اصغری
نام: وحید اصغری

شغل: بلاگر و دانشجوی فناوری اطلاعات

تاریخ بازداشت: مه‌ ۲۰۰۸

اتهام: مدیریت تارنماهای موهن و کفرامیز

حکم: اعدام (محکوم شده در ژانویه ۲۰۱۲) 

                                                            

۶ جیب بر را گرفتید که چه! دزدی تو ایران تمام شد!

۶ جیب بر را گرفتید که چه! دزدی تو ایران تمام شد!

معلوم است که وقتی زنجانی های میلیاردر را در آستین پرورش می دهید این ۶ جیب بر که هیچ ۶ میلیون جیب بر در جامعه تولید می کنید
حرف ما این است که شما خود شاه دزدید…. و به مردم آدرس اشتباهی می دهید. تو چشم مردم با این اخبار خاک می پاشید. 

واقعیت ارقام نجومی است که نشان می دهد شما از مردم می دزدید و در سوریه و عراق خرج می کنید.
عاغای رعبر .. این کار خانم ها دزدی است یا اینکه شما پول مردم را کیلو کیلو می فرستید سوریه! ای دقلکار!
حکومتی که تار و پودش با از حروف دروغ و تقیه بافته شده دست معلوم است که چند تا زن فقر جیب بر را نمایش می دهد تا افکار عمومی را به سوی دیگری سوق دهد.

معلوم است که اگر مادر پیری داری ، یا کودک بیمار ویا همسر معتاد و یا هزاران مشکل انسانی که هیچ ندارد به ریسمان سپیدو سیاه دست می برد تا شکم خود و بچه هایش را سیر کند.

                                                               

عفو بین‌الملل خواستار لغومحکومیت مریم شفیع‌پور شد

سازمان عفو بین‌الملل از مقامات ایران خواست حکم ۷ سال زندان برای مریم شفیع‌پور، فعال دانشجویی و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی، را لغو کنند.

بیانیه این سازمان روز دوشنبه، ۱۲ اسفند، منتشر شده است که در آن تاکید می‌شود خانم شفیع‌پور تنها به‌ خاطر فعالیت‌های مسالمت‌آمیز سیاسی خود محاکمه شده است.
این بیانیه با اشاره به اتهامات مریم شفیع‌پور می‌گوید: «این که یک دانشجو تنها به‌ خاطر بیان مسالمت‌آمیز دیدگاه‌های خود یا حمایت از یک سیاستمدار مخالف به ۷ سال زندان محکوم شود باورکردنی نیست.»
عفو بین‌الملل از مقامات ایران می‌خواهد بلافاصله و بدون هیچ قید و شرطی خانم شفیع‌پور را از زندان آزاد کنند و به او اجازه دهند که تحصلیات دانشگاهی خود را ادامه دهد.
مریم شفیع‌پور از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام تبانی و اجتماع علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام از سوی دادگاه انقلاب به هفت سال حبس محکوم شده است.
شفیع‌پور ۲۸ فروردین ماه سال ۸۹ طی احضاریه کتبی از سوی دادسرای عمومی و انقلاب استان قزوین احضار شد که این احضار به بازداشت نینجامید اما در تاریخ ۵ مرداد ۹۲ وی پس از احضار به دادسرای اوین بازداشت شد.
مریم شفیع‌پور، بیش از شش ماه است که بر مبنای این اتهامات از ۵ مرداد ۱۳۹۲ در بازداشت به سر می‌برد. او بیش از دو ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین بدون دسترسی به وکیل سپری کرده و سپس به بند عمومی زندان اوین منتقل شده است.
مریم شفیع پور پیش از این در سال ۸۹ به دلیل فعالیت های دانشجویی بر اساس حکم دادگاه انقلاب قزوین به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.
وی بر اساس اتهام اجتماع و تبانی حهت اقدام علیه امنیت ملی به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام عضویت در شورای دفاع از حق تحصیل به یک سال حبس تعزیری و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام نیز به یک سال حبس محکوم شده است.
مریم شفیع‌پور از اعضای فعال کمیته زنان ستاد دانشجویی مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود.
                                                            

درود دختر نازی آبادی

درود دختر نازی آبادی! 
دختر پاطلائی ما ! فرشته کریمی!
فوتبالیست ملی ایرن جزو ده بازی کن دنیا!
آری شما زنان می توانید ، اگر بخواهید

دختر 25 ساله محله نازی آباد تهران، بخش عمده موفقیت های خود را حاصل زحمات هم تیمی هایش می داندو شهرزاد مظفر، مربی اش که در 9 سال گذشته همه جا بالای سرش بوده است. آنچه می خوانید حاصل گفتگوی ما با فرشته کریمی است، ستاره ای که در سال های آینده بیشتر می درخشد. از رضا ساکی و مهتاب جودکی برای زحماتشان در این گفتگو سپاسگزارم.
http://biografiaka.akairan.com/biography/sport/201426135919.html
                                     

جان حسین رونقی در خطر است.

جان حسین رونقی در خطر است.

#FreeHosseinRonaghi
             

تصویر یک مادر رنجدیده و غریب

تصویر یک مادر رنجدیده و غریب؛ در هوای گرم تابستان 1389،نهم مرداد ماه، خانواده زندانیان سیاسی در مقابل دادستانی تجمع کرده بودند تا از عزیزان خود خبری بدست آورند!
کسی فکر نمی کرد این زن رنجدیده و غریب که ماههاست در مقابل زندان اوین و دادستانی اشک می ریزد و فریاد می زند و سراغ فرزند خود را می گیرد "سیده زلیخا موسوی" باشد، شیر زنی از آذربایجان که هیچ گاه فرزند خود "سید حسین رونقی ملکی" را تنها نگذاشت .
امروز ما نباید این مادر و این مادران را تنها بگذاریم .

تصویر مربوط به تجمع خانواده زندانیان سیاسی مقابل دادستانی 9 مرداد 1389

#FreeHosseinRonaghi
#حسین_رونقی_ملکی

http://www.kaleme.com/1389/05/09/klm-27376/


۱۳۹۲ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

اصفهان ،امروز شاهد کشتن مادری 26 ساله به دست جمهوری اسلامی بود!

اصفهان ،امروز شاهد کشتن مادری 26 ساله به دست جمهوری اسلامی بود!

در 15 سالگی در جمهوری اسلامی به خانه شوهر ،اجباری، رفت ودر 26 سالگی سرش بر بالای دار!

وکیل فرزانه، زنی که شش سال قبل همسرش را به قتل رسانده بود از اجرای حکم قصاص موکلش در زندان اصفهان خبر داد.

عبدالصمد خرمشاهی در گفتگو با خبرنگار مهر در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: امروز اجرای حکم قصاص از طریق تماس تلفنی یکی از بستگان فرزانه به من اعلام شد.

وی افزود: در حالی که من به عنوان وکیل باید در مراسم اجرای حکم حضور داشته باشم، این موضوع به من اعلام نشد.

فرزانه كه 26 سال سن داشت شش سال قبل در حالي كه شوهرش در خواب بود او را با ضربات چاقو به قتل رساند.

هر چند اين زن در جريان تحقيقات اوليه اتهام قتل شوهرش را بر عهده گرفت اما در ادامه اعترافات اوليه‌اش را پس گرفت و گفت مردي به نام سعيد شوهرش را كشته است.

او گفت: خانواده شوهرم از اقوام دور پدري‌ام بودند و وقتي من 15 سال داشتم به خواستگاري‌ام آمدند. آن زمان من چيز زيادي از زندگي نمي‌دانستم و بدون اينكه خودم نقشي در ازدواجم داشته باشم زندگي مشتركم شروع شد. من و شوهرم احمد همان سال اول بچه‌ دار شديم اما تولد فاطمه هم نتوانست زندگي‌مان را گرم كند. زندگي ما ادامه داشت تا اينكه من با سعيد آشنا شدم. او مرد خوبي بود و من دلبسته‌اش شدم. او از من خواستگاري كرد اما چون شوهر داشتم نمي‌توانستم با سعيد ازدواج كنم. چند مرتبه سعيد را ديدم و او گفت اگر شوهرت را بكشيم مي‌توانيم با يكديگر ازدواج كنيم. با اينكه اول با اين پيشنهاد مخالفت كردم اما در ادامه سعيد وادارم كرد به اين كار تن بدهم. شب حادثه در حالي كه شوهرم خواب بود سعيد وارد خانه شد. هنوز چند دقيقه نگذشته بود كه او با يك چاقو چند ضربه به احمد زد و او را كشت. سعيد فريبم داد و گفت چون من فرزند دارم پدر و مادر شوهرم من را قصاص نمي‌كنند. او چاقوي خون‌آلود را پاك كرد و آن را به دست من داد. من هم وقتي دستگير شدم قتل را گردن گرفتم اما بعد هرچه به ماموران گفتم فريب حرف‌هاي سعيد را خورده‌ام فايده‌‌اي نداشت و نتوانستم بي‌گناهي‌ام را ثابت كنم.

در ادامه رسيدگي به اين پرونده قضات دادگاه كيفري استان اصفهان فرزانه را محاكمه و به قصاص محكوم كردند. اين راي در ديوان عالي كشور نيز تاييد و به واحد اجراي احكام فرستاده شد.

قرار بود 13 بهمن امسال حکم اجرا شود که با تلاش دادستان اصفهان و وکیل فرزانه ، اولیای دم اجرای حکم را یک ماه به تعویق انداختند.